انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و سپس انتخاب می‌کنند. انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و از انتخاب خود پشیمان می‌شوند. انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و بازهم انتخاب می‌کنند. و باز هم انسان‌ها…

برچسب‌ها:, ,
نوشته شده در برای خالی نبودن عریضه, کوچک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۴:۱۱ ب.ظ     |     نظرات (۳)

توجه خود را به قدرت بسیار ستایش شده انسان مدرن معطوف کنیم که مطمئنا موجب پریشانی است، چه به صرف به اصطلاح «عینیت» تاریخی خود، او خویشتن را قوی و به عبارت دیگر عادل بخواند و چه از این لحاظ خود را سرآمد انسان اعصار دیگر بپندارد. آیا این حقیقت داد که این عینیت در میل به برتری یافتن و اشتیاق به عدالت ریشه دارد؟ یا به خاطر دلایلی کاملا متفاوت می خواهد بنمایاند که عدالت، علت واقعی این معلول است؟ آیا از این طریق ما از بیراهه به تعصب نخواهیم رسید که خطر آن در مداهنه ای است که راجع به سجایای انسان مدرن به عمل می آید؟ سقراط تصور اینکه فردی سجیه ای را دارا باشد که در واقع ندارد مرضی دانست که کم از دیوانگی نیست و براستی چنین توهمی بسیار خطرناکتر از توهم مخالفی است که از تحمل کمبود یا تحمل یک شرارت سرچشمه می گیرد. زیرا از طریق این توهم هنوز احتمال بهتر شدن وجود دارد در حالی که توهم قبلی یعنی تظاهر به آنچه واقعا نیست به طور روزمره یک انسان و یک عصر را بدتر می کند، یعنی در این خصوص غیر عادلتر می سازد.

فریدریش نیچه

برچسب‌ها:, , ,
نوشته شده در برای خالی نبودن عریضه, روز نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۲:۱۸ ب.ظ     |     نظرات (۴)

کل زندگی سگدو می‌زنیم و تلاش می‌کنیم یه زندگی “خوب” رو بسازیم، دست آخر هم لحظه‌ی مرگ هیچ کس از زندگیش راضی نیست.

برچسب‌ها:, , , ,
نوشته شده در برای خالی نبودن عریضه, روز نوشت, سیاه نوشت, چرک نوشت, کوچک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۱۱:۱۵ ق.ظ     |     نظرات (۲)

خیلی جالب است مخطابان شعرهای کلاسیک که اینقدر با هم در تضادند. مذهبیونی که به عنوان مثال می گویند خیام از می و معشوق زمینی وقتی حرف می زند منظورش چیز دیگری است و همین ها وقتی رباعی می‌گوییم که از افکار نهیلیستی خیام و رد معاد و… حرف زده و نمی‌توانند معنی دیگری برای آن بیابند می‌گویند این رباعیات منتسب به خیام است. و آنسو دوستان بعضا چپ گرا- به قول خودشان- و بی اعتقاد و روشنفکر که یکسره می گویند نه منظور خیام می پرستی و معشوق بازی و کفر گویی اسلامی‌ست. دو طیف که از رباعیات وی لذت می‌برند و هواخواهش هستند و هر دو گروه خود را روشنفکر و آزاد اندیش می‌دانند غافل از اینکه دگماتیسم ترین افکار خود را در همین راه خرج می‌کنند و هیچ کدام حاضر نیستند آن شعر را برای زیبایی و لذتی که از آن میبرند بخوانند و تماما می‌خواهند شاعر بی‌نوای از خدا بی‌خبر مرده را از گور دربیاوردند و هم فکر خود کنند و حتی نمی‌توانند تصور کنند شاید گروه مقابل درست معنی شعر را درک کرده باشد (که کلا می‌دانیم معنی کردن شعر از بیخ و بن غلط است اگر بخواهیم بگوییم فلانی منظورش از فلان مصرع فلان بوده) و آنها تصورشان از شاعر غلط است. ‌
این موضوع در مورد حافظ و سعدی و مولانا و… نیز صدق می‌کند متاسفانه…

خیام هم که خودش صراحتا به مشکک بودن خود و اصل بنیادین آن اعتراف می‌کند:
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
که ای بی خبران راه نه آن است و نه این

برچسب‌ها:, , , , , , ,
نوشته شده در برای خالی نبودن عریضه, شعر نوشت, عمومی

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۱:۰۷ ب.ظ     |     نظرات (۵)

حدیث عشق جانان گفتنی نیست

برچسب‌ها:
نوشته شده در شب نوشت, شعر نوشت, کوچک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۱۰:۳۰ ب.ظ     |     نظرات (۲)