- تو که هستی دنیا هست، زندگی هست. تو که هستی آدم ام.
. هوووم…

- من خیلی احمق ام، نه؟
. کم نه..!

- وقتی اینجوری میگی، حالم از خودم ام بهم میخوره. توام برو انور حوصله اتو ندارم.
. هوووم…

برچسب‌ها:, ,
نوشته شده در سیاه نوشت, شب نوشت, چرت نوشت, چرک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۱۰:۰۸ ب.ظ     |     نظرات (۲)

۲ پاسخ به “دیالوگ ۳”

  1. کپو گفته:

    -ببین تو یه چیزیت می شه ها
    .هوووم …
    - می دونی آدما بعضی اوقات می رسن ته خط
    .منظورت خودته؟!
    - نمی دونم همین جوری گفتم!
    .هوووم …
    :))

  2. آزاده گفته:

    ببین لطفن برو. حالا که داری می ری ، حس می کنم دارم خودمو پیدا می کنم. خواهش می کنم برو.

نوشتن پاسخ