خیام و نهیلیسم
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش*
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش
*در برخی از متون این مصرع این طور بیان شده: “هر یک با زبان حال با من می گفت”
پ.ن: یکی از رباعیات نهیلیسمی خیام که از خدا (کوزه گیر) گرفته تا باقیه موارد رو نقض میکنه.
پ.ن۲: میدونم الان خیلی ها میگن منظور خیام این نبوده که تو میگی. باشه قبول هرچی شما میگید، من دوست دارم اینجوری تفصیرش کنم.