فرصت های از دست رفته…
فرصت های زیادی رو از دست دادم،
فرصت های زیادی رو در آینده خواهم داشت که اونها رو هم از دست خواهم داد.
این روزها به این فکر میکنم که چرا به اندازه آقای “ایکس” که شاید فرصتهاش به اندازه بند انگشت فرصتهای من هم نباشه، از فرصتهام استفاده نکردم اونجور که “ایکس” استفاده کرده از فرصتهاش!
حسرت فرصتهای از دست رفته و خواهند از دست رفته رو نمیخورم، حسرت روزگار آقای “ایکس” رو می خورم که الان چیزی شده برای خودش و من، همونیم که بودم دیگه نیستم.
مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۹ ب.ظ
اصلا به حسرت خوردن اعتقاد ندارم…اصلا کار درستی نمی دونمش…
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۸ ق.ظ
کاریش نمی شه کرد گاه گاهی هم باید حسرت خورد اما فقط گاه گاهی و نه همیشه!
نمی دونم چرا یاد اون شعر کدکنی افتادم
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام میان دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از توفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است
دریا و توفان و مرداب و …. خیلی بی ربط بود
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
این لینک رو ببین
http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=10170
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۴:۱۶ ب.ظ
c زندگی شاید همین باشه. حسرت ؛ حسرت ، حسرت .
با این همه ؛ شاید روزی که مردم؛ حسرت همین حسرت خوردن ها را بخورم