تهوع
کاش می شد این زندگی را بالا بیاورم….
Tags: تهوع, زندگی, غم
This entry was posted on پنجشنبه, آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۲ ق.ظ and is filed under سیاه نوشت, چرک نوشت, کوچک نوشت.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۹ ق.ظ
کاسه………..
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۴ ب.ظ
من هم دقیقا و دقیقا همین اصطلاح رو استفاده کردم!!! خیلی زیاد
)
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۹ ب.ظ
آروم باش …خدا بزرگه.
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۴ ب.ظ
هنوز از راه نرسیده؟…..تمام هستی رو که نمیشه بذاری زیر پا!یه جاهاییشو قیچی کنی خوب میشه بقیش.
آبان ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۱ ب.ظ
ای کاش…
آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۵ ب.ظ
چی بگو واللا؟؟!!
همون حرف المیرا رو تایید می کنم…!
آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۱ ب.ظ
صبور باید بود مرد، صبور…
آذر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۹ ق.ظ
بعضی اوقات منم هویجوری می شم