عشقبازی مجازی

و من سراینده ی داستان شب هستم
هنگامی که در آغوش لطیف باد،
بر لبان شیرین برگهای سپیدار،
زیباترین بوسه های عاشقانه را بجای می گذارم و
برای معشوق خود
مهتاب،
رنج تنهایی شب پانزدهم به بعد را بازگو می کنم.

Tags: , , , ,

۳ Responses to “عشقبازی مجازی”

  1. farzane Says:

    زیبا بود…

  2. طناز Says:

    :(

  3. کپو Says:

    دلمان گرفت. می فهممت. ولی کاری نمیشه کرد. یه کم دیگه خوب می شی کم کم ک ;) از اتفاقی که هم برا هاردت افتاد متاسفم …

Leave a Reply