شب یلدای من
امشب، شب یلدای من واقعا شب طولانی است. طولانی از سکوت، از درد، از رنج، از تاریکی و از تنهایی. شبی سیاه که در طول سال تنها یکبار نمی آید، اغلب اوقات با من است.
Tags: تلخ, دلتنگی, شب, غم
This entry was posted on شنبه, آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۴ ب.ظ and is filed under دلتنگ نوشت, سیاه نوشت, شب نوشت, کوچک نوشت.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
دی ۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۱۵ ب.ظ
از این نامهربونی ها دارم از غصه میمیرم …رفیق روز تنهایی، یه روز دستاتو میگیرم.
اسفند ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۳ ق.ظ
عین شب یلدای من