وضعیت آب و هوایی من
از سرمای درونی با تو سخن می گویم، جایی که گرمترین احساسات منجمد می شود. در دمای منفی نفرت زیر غم.
Tags: تلخ, تنفر, دلتنگی, غم, پوچی
This entry was posted on شنبه, آذر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۷ ب.ظ and is filed under سیاه نوشت, شب نوشت, چرک نوشت, کوچک نوشت.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
دی ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۶ ق.ظ
این سرما می کشدمان از آخر….
ای میل زدم برای عکسی که گذاشتید.چک نکردین انگار.در هر صورت فوق العاده است…
دی ۱م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۴ ق.ظ
پوریا ضرآبی تو را چه می شود رفیقِ عزیز؟ من گمان می کردم خودم خسته ام. تو حالا دست همه خسته ها را از پشت بسته ای که جانم. آرام باش کمی فقط، آرام…همین.
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۹ ق.ظ
پوریا
سردمه
صفر کلوین ینی چند؟
ینی هوای زندگی کردن هم توش یخ می زنه؟
باورم نمی شه
آخه اگر صفر کلوینه این پوریا کجاست؟