دیوانه شدن یک عدد لولی
ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد…
خوب به من چه ربطی داره؟ می خواست دیونه نشه…
Tags: بی احساس, شعر, مولانا, همینجوری
This entry was posted on چهارشنبه, بهمن ۲م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۷ ب.ظ and is filed under برای خالی نبودن عریضه, شب نوشت, شعر نوشت, چرت نوشت, کوچک نوشت.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۰ ق.ظ
ای لولی بربط زن