Archive for the ‘روز نوشت’ Category

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو…

دوشنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۷

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

با صدای احمد شاملو:

[audio: Man_Gholame_Ghamaram.mp3]

با صدای داریوش:

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_2.mp3]

با صدای پریسا و موسیقی ایمان وزیری (فرود):

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_(Foroud).mp3]

با صدای پریسا و موسیقی ایمان وزیری (ماهور):

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_(Mahur).mp3]

پ.ن: البته این غزل توسط افراد دیگه ای هم خونده شده که متاسفانه بعد از سوختن هاردم آرشیوم ناقص شد و الان به اونا دسترسی ندارم.

دیالوگ ۱۲

یکشنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۷

.دوسم داشته باش!
-که چی بشه؟
.که دوست داشته باشم!
-که چی بشه؟

سرباز و دژبان

یکشنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۷

سربازی می کشد سیگار
زیر سایه ی درختی
در پارک
و دژبان در همان نزدیکی است.

جدول کلمات متقاطع دشوار یکی از نشریات مربوطه

یکشنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۷

عمودی:
۳-شهر فلاسفه که پایتخت یونان است؛ و حرف اولش “الف”، حرف دومش “ت”، حرف سومش “ن”.

پایان ترم

یکشنبه, دی ۲۹م, ۱۳۸۷

قطر کتاب،
چشمهای ورم کرده از خواب.
این بود زندگی ما
در پایان ترم.