Archive for the ‘چرک نوشت’ Category

عید خون

سه شنبه, آذر ۱۹م, ۱۳۸۷

و اینگونه بود که خون ریختن مبارک شد…

پ.ن: وحشی تر از آدمی حیوانی هست؟

همخوابگی های شبانه

پنجشنبه, آذر ۱۴م, ۱۳۸۷

همخوابگی های شبانه چه سودی داشت
جز لذت یک لرزش کوتاه بدن
و بوسه هایی که طعم گس الکل و سیگار می داد.
من آگاهانه خود را کشتم
چون زندگانیم سرتاسر نادانی بود
و افرادی میان دایره ی تنهایی ام
شلوغ می کردند تا شاید کمی شاد شوم.
دختر همسایه کنار پنجره، به رف تکیه داده بود
سیگاری می کشید و من در میان استتار تنهایی خود
او را می پاییدم و به رف حسادت می کردم.
ای کاش جای سیگار بودم و او لبانش را بر لبان من می گذارد
کاش جای چشم انداز پنجره ی اتاقش بودم
تا او با آن چشمان خمارِ رنگ پریده به من می نگریست.
بیهوده بود زندگی و اگر خداوندگاری بود
بیهوده خلق کرد مرا از اسپر پدر و تخمک مادر
در آن شب همخوابگی دوتن
و ای وای از این همخوابگی های شبانه که سودی نداشت
جز لذت یک لرزش کوتاه بدن
و تولد بیهوده ی من به جهانی دهشت بار.

تهوع

پنجشنبه, آبان ۲۳م, ۱۳۸۷

کاش می شد این زندگی را بالا بیاورم….

دیلاق تر از همیشه بوده ام

شنبه, آبان ۱۱م, ۱۳۸۷

دیلاق تر از همیشه بوده ام
میان این همه تعریف از خود
من دیلاق تر از همیشه بوده ام
می دانم که بی سبب زیستن من
تنها دلخوش کنکی است
برای آن دو
که آن شب
میان آغوش هم خسبیدند
همانند تخمک و اسپرمشان
که با هم در آمیختند و من
زاده شدم از یک سلول
نه خاکی بود
نه هوایی
حتی آتش هم نبود
مایع بود
آب نبود همچو اقیانوس پهناور
و آن دم
لحظۀ جدال اسپرم ها
لحظۀ مرگ تدریجی یک انسان بود،
من
و نه ماه آزگار
در میان توده ای از گوشت و خون
با تنها راه اتباطی ام
از شکم
برزخانه زیستم و
به انتظار رستاخیز پائیزی خود
ذره ذره جان دادم
و این بود سرنوشت منحوس یک انسان،
من
و در میان انبوهی از
خون و چرک
چشم خود را بستم
و قیامت را تجربه کردم
تا به امروز.

زن برای شوهرش (طنز تلخ)

دوشنبه, آبان ۶م, ۱۳۸۷

اصطلاحاتی که مرد برای زن به کار می برد در دوران های مختلف…

در ابتدای آشنایی تا اولین سال ازدواج: عشقم!
سال اول تا سال دوم ازدواج: عزیزم!
سال سوم تا سال پنجم ازدواج: خانمم!
سال پنجم تا سال پانزدهم ازدواج: زنم، آشپزم، کلفتم و… (به عنوان مالک)!
سال پانزدهم تا سال بیست و پنجم ازدواج: مادر بچه ها!
سال بیست و پنجم تا سال سی و پنجم ازدواج: عفریته!
سال سی و پنجم به بعد: در این سن بسته به شخص الفاظ فرق میکنه از همدمم گرفته تا فحش های رکیک و حتی گاهی دیده شده که به همان ابتدای آشنایی رسیده شده، اونم بدلیل ضعف جسمی و روحی شخص که نیاز داره تر و خشکش کنن!

پ.ن: اینها افکار من نیست ولی متاسفانه در جامعه میبینیم اینجور رفتار میشه با یک “زن”