Archive for the ‘موسیقی نوشت’ Category

بهار

شنبه, اسفند ۲۴م, ۱۳۸۷

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگارا
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از ان می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

——–

با همین دیدگان اشک آلود،
از همین روزن گشوده به دود،
به پرستو به گل به سبزه درود!

به شکوفه، به صبحدم، به نسیم،
به بهاری که میرسد از راه،
چند روز دگر به ساز و سرود.

ما که دلهایمان زمستان است،
ما که خورشیدمان نمی خندد،
ما که باغ و بهارمان پژمرد،

ما که پای امیدمان فرسود،
ما که در پیش چشم مان رقصید،
این همه دود زیر چرخ کبود،

سر راه شکوفه های بهار
گریه سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود!

اشعار: فریدون مشیری

شعر “خوش به حال غنچه های نیمه باز” با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی حسین یوسف زمانی را بشنوید:

[audio: boye_baran.mp3]

شعر “خوش به حال غنچه های نیمه باز” با صدای داریوش و آهنگسازی اسنفدیار منفردزاده را بشنوید:

[audio: bahar.mp3]

ترکیبی از قسمت های اشعار “خوش به حال غنچه های نیمه باز” و “سرود گل” از گروه هم آوایان با صدای افسانه رثائی و پوریا اخواص و آهنگسازی حسن علیزاده را بشنوید:

[audio: sorode_gol.mp3]

تصنیف مرغ سحر

سه شنبه, اسفند ۶م, ۱۳۸۷

بند اول:
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن

زآه شرر بار ، این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن

بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیاد
آشیانم داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است ، گل به بار است
ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن ، بیشتر کن ، بیشتر کن

مرغ بی دل ، شرح هجران
مختصر ، مختصر کن ، مختصر کن

***
بند دوم:
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق ، ناز معشوق
هر دو دروغ و بی ثمر شد

راسته و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن

جور مالک ، ظلم ارباب
زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ ناله سر کن
از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین
پرده دلکش بزن ای یار دلنشین

ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین

کز غم تو ، سینه من
پر شرر شد ، پر شرر شد

شعر: ملک الشعرای بهار
آهنگ: مرتضی نی‌داوود / در دستگاه ماهور

با صدای ایران الدوله (بند دوم):

[audio: iranodolleh.mp3]

با صدای محمدرضا شجریان:

[audio: mohammadreza_shajarian.mp3]

با صدای نادر گلچین:

[audio: nader_golchin.mp3]

با صدای هنگامه اخوان:

[audio: hengame_akhavan.mp3]

با صدای فرهاد مهراد:

[audio: farhad_mehrad.mp3]

با صدای همایون شجریان:

[audio: homayoun_shajarian.mp3]

میکس ورژن های مختلف این تصنیف (ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، محمدرضا شجریان، هنگامه اخوان، فرهاد مهراد و شکیلا):

[audio: morghe_sahar_mix.mp3]

ای کاش آب بودم…

یکشنبه, بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷

ای کاش آب بودم
گر می‌شد آن باشی که خود می‌خواهی. ــ
آدمی بودن
حسرتا!
مشکلی‌ست در مرز ناممکن. نمی‌بینی؟

ای کاش آب بودم ــ به خود می‌گویم ــ
نهالی نازک به درختی گشن رساندن را
(ـ تا به زخم تبر بر خاک‌اش افکنند
در آتش سوختن را ؟)
یا نشای سست کاجی را سرسبزی‌ جاودانه بخشیدن
(ــ از آن پیش‌تر که صلیبی‌ش آلوده کنند
به لخته‌لخته‌ی خونی بی‌حاصل؟)
یا به سیراب کردن لب‌تشنه‌یی
رضایت خاطری احساس کردن
(ــ حتا اگرش به زانو نشانده‌اند
در میدانی جوشان از آفتاب و عربده
تا به شمشیری گردن‌اش بزنند؟
حیرت‌ات را بر نمی‌انگیزد
قابیل برادر خود شدن
یا جلاد دیگراندیشان؟
یا درختی بالیده‌نابالیده را
حتا
هیمه‌یی انگاشتن بی‌جان؟)

می‌دانم می‌دانم می‌دانم
با این همه کاش ای‌کاش آب می‌بودم
گر توانستمی آن باشم که دلخواه من است.

آه
کاش هنوز
به بی‌خبری
قطره‌یی بودم پاک
از نَم‌باری
به کوه‌پایه‌یی
نه در این اقیانوس کشاکش بی‌داد
سرگشته‌موج بی‌مایه‌یی.

۳۰شهریور۱۳۶۸

[audio: Ey_Kash_Ab_Boudam.mp3]

سرود آفرینش

چهارشنبه, بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷

“به دنبال کدامین قصه و افسانه می‌گردی
در این بیغوله رد پایی از یاران نمی‌یابی
چراغ شیخ شد خاموش و این افسانه روشن شد
که در شهر ددان میراثی از انسان نمی‌یابی”

در دو روز عمر کوته سخت جانی کردم
با همه نامهربانان مهربانی کردم
همدلی هم آشیانی هم زبانی کردم

بعد از این بر چرخ بازیگر امیدم نیست نیست
آن سرانجامی که بخشاید نویدم نیست نیست
هدیه از ایام جز موی سپیدم نیست نیست

من نه هرگز شکوه‌ای از روزگاران کرده‌ام
نه شکایت از دو رنگی‌های یاران کرده‌ام
گرچه شکوه بر زبانم می‌فشارد استخوانم

من که با این برگریزان روز و شب سرکرده‌ام
صد گل امید را در سینه پرپر کرده‌ام
دست تقدیر این زمانم کرده همرنگ خزانم

پشت سر پلها شکسته پیش رو نقش سرابی
هوشیار افتاده مستی در خرابات خرابی

مهربانی کیمیا شد مردمی دیریـست مرده
سرفرازی را چه داند سر به زیری سرسپرده

می‌روم دل‌مردگی‌ها را ز سر بیرون کنم
گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم

بر کلام ناهماهنگ جدایی خط کشم
در سرود آفرینش نغمه‌ای موزون کنم

در دو روز عمر خود بسیار هرمان دیده‌ام
بس ملامتها کز این نامردمان بشنیده‌ام
سر دهد در گوش جانم موی همرنگ شبانم

من که عمر رفته بر خاکستر غم چیده‌ام
زین سبب گردی ز خاکستر به خود پاشیده‌ام

گر بمانم یا نمانم بند‌ه پیر زمانم
گر بمانم یا نمانم بند‌ه پیر زمانم

شعر: اردلان سرافراز
صدا: داریوش اقبالی

[audio: sorood_afarinesh.mp3]

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو…

دوشنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۷

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

با صدای احمد شاملو:

[audio: Man_Gholame_Ghamaram.mp3]

با صدای داریوش:

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_2.mp3]

با صدای پریسا و موسیقی ایمان وزیری (فرود):

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_(Foroud).mp3]

با صدای پریسا و موسیقی ایمان وزیری (ماهور):

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_(Mahur).mp3]

پ.ن: البته این غزل توسط افراد دیگه ای هم خونده شده که متاسفانه بعد از سوختن هاردم آرشیوم ناقص شد و الان به اونا دسترسی ندارم.