خلاء صدای سکوت
شنبه, اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷جیغ نزن، من گوشم از صدا خالیه، کم کم باید عادت کنم به صدا، بعد خواستی گلو رو چاک بده…
جیغ نزن، من گوشم از صدا خالیه، کم کم باید عادت کنم به صدا، بعد خواستی گلو رو چاک بده…
ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد…
خوب به من چه ربطی داره؟ می خواست دیونه نشه…
.دوسم داشته باش!
-که چی بشه؟
.که دوست داشته باشم!
-که چی بشه؟
ساعت ۲ نصف شب:
-خخخخخخ….. پووووووووووف…. خخاخ… پوووف ووف….
.ای درد بگیری، مرتیکه لندهور، کوفت….
(مشت حواله ی بازو)
ساعت ۹صبح:
-سلام عزیزم، خوب خوابیدی؟
.سلام عسلکم، مگه تو بغل تو آدم بد می خوابه؟
(بوس)
.من که جیک و جیک می…
-زهرمار، این مسخره بازیارو واسه من درنیارا. می خواستی ازین کارا نکنی.
.(بغض)