دیالوگ ۱۰
جمعه, دی ۲۰م, ۱۳۸۷.من که جیک و جیک می…
-زهرمار، این مسخره بازیارو واسه من درنیارا. می خواستی ازین کارا نکنی.
.(بغض)
.من که جیک و جیک می…
-زهرمار، این مسخره بازیارو واسه من درنیارا. می خواستی ازین کارا نکنی.
.(بغض)
-عروس ننم می شی؟
.نه نمی شم.
-خوب به جهنم…!
.حالا یه بار دیگه بگو شاید………
-نه دیگه، بار دومی وجود نداره.
.(گریه سر می دهد)
-این تبلیغای ژیلت رو دیدی؟
.اوهوم…
-دیدی زنه میاد با خنده صورت مرده رو ناز میکنه بعدشم بوس؟
.اوهوم…
-خوب منم الان صورتم رو با ژیلت زدم
.پرو شدیا…
.ببخشید، جزوه هفته پیش استاد… رو میشه بدین؟
-تو کی دیدی من جزوه بنویسم؟
.گفتم شاید از بقیه بچه ها گرفته باشید…
-خوب برو از همون بقیه بگیر، میلاد و علی و… اینا مینویسم، برو ازشون بگیر
.(دمغ و ناراحت) مرسی…
(ملچ و ملوچ)
.ممممممم… اوووووم…
.آخ! آی بیشعور…
-چی شد؟
.گاز گرفتی. خون داره میاد…
-ببخشید، یه لحظه توهم زدم، فک کردم دارم ساندویچ استیک ویژه “فری کثیف” می خورم
.عوضیِ آشغالِ درموندۀ بی احساس…
(گریه…)