Posts Tagged ‘زندگی’

زندگی خوب

یکشنبه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸

کل زندگی سگدو می‌زنیم و تلاش می‌کنیم یه زندگی “خوب” رو بسازیم، دست آخر هم لحظه‌ی مرگ هیچ کس از زندگیش راضی نیست.

گذر

پنجشنبه, فروردین ۲۷م, ۱۳۸۸

از پله ها گذشتم
از پله ی شکست
از پله ی حقارت.
دهلیز سرنوشت
تاریک و خیس بود.
رفتم
در غلظت سیاهی مشئوم.

نصرت رحمانی

زندگی را دوست ندارم…

یکشنبه, فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸

زندگی را دوست ندارم.
زنده بودن درست مانند زندانی است
که هر روز صبح تو را به شکنجه گاه می برند
تا اعتراف کنی،
دریغ از اینکه تو هیج نمیدانی
و باز شکنجه می شوی
تا اطرافیانت بگوید:
-چه با اراده!

دیالوگ ۱۵

شنبه, اسفند ۳م, ۱۳۸۷

.اگه دست من بود دانشگاه نمی رفتم
-اگه دست من بود زاییده نمی شدم…

غریق

جمعه, اسفند ۲م, ۱۳۸۷

می خواهی فریاد بزنی از درد زندگی، با چشمانش دهانت را می بندد و تو را در خودش غرق می کند.