Posts Tagged ‘غزل’

برو دل به هوای دگری ده

پنجشنبه, بهمن ۳م, ۱۳۸۷

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو…

دوشنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۷

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شهد و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

با صدای احمد شاملو:

[audio: Man_Gholame_Ghamaram.mp3]

با صدای داریوش:

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_2.mp3]

با صدای پریسا و موسیقی ایمان وزیری (فرود):

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_(Foroud).mp3]

با صدای پریسا و موسیقی ایمان وزیری (ماهور):

[audio: Man_Gholame_Ghamaram_(Mahur).mp3]

پ.ن: البته این غزل توسط افراد دیگه ای هم خونده شده که متاسفانه بعد از سوختن هاردم آرشیوم ناقص شد و الان به اونا دسترسی ندارم.

شاه شمشادقدان

سه شنبه, آذر ۱۹م, ۱۳۸۷

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

این غزل رو بسیار دوست دارم. سالار عقیلی در آلبوم “عشق ماند” سه بیت از این غزل رو اجرا کرده. گروه راک “دش” هم ابیاتی از این شعر رو با یک بیت از غزلی دیگه ترکیب کرده و در آلبوم “سی” اجرا کرده. دوتا ترک رو دوس دارم هرچند که ترکهای دیگر دش رو بیشتر دوست دارم تا این یکی و البته وکالر خوبی هم نداره این گروه متاسفانه برعکس موزیکش.

شاه شمشادقدان – سالار عقیلی

[audio: Shahe_Shemshad_Ghadan.mp3]

کوزه-گروه دش

[audio: Kuzeh.mp3]

سعدی و شیدایی زلف یار

یکشنبه, آبان ۵م, ۱۳۸۷

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر
ور راه وفا داری جان در قدمت ریزم

بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد
من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم

سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی بی فایده می‌بیزم

در شهر به رسوایی دشمن به دفم برزد
تا بر دف عشق آمد تیر نظر تیزم

مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر
فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم

گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز
فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم

گر بی تو بود جنت بر کنگره ننشینم
ور با تو بود دوزخ در سلسله آویزم

با یاد تو گر سعدی در شعر نمی‌گنجد
چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم

همه تزویر می کنند…

چهارشنبه, آبان ۱م, ۱۳۸۷

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند
عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

پ.ن: ابیات منتخبی از یک غزل….