من که اینگونه مرده وار شب را صبح می کنم، پس چرا سرشار از زندگی ام؟

برچسب‌ها:, ,
نوشته شده در دلتنگ نوشت, سیاه نوشت, شب نوشت, کوچک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۸:۱۵ ب.ظ     |     نظرات (۴)

بی گمان
همین جا
میان آسمان و زمین
غم بادۀ مزخرف دوست داشتن
مرا
به دار خواهد آویخت

برچسب‌ها:, , ,
نوشته شده در دلتنگ نوشت, سیاه نوشت, شب نوشت, شعر نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۱۱:۱۸ ب.ظ     |     نظرات (۱)

خیلی ها رو دیدم که در جمع دوستانشون از بی خوابی های هر شبشون حرف می زنن که درسته با کمی غصه در موردش حرف میزنن ولی انگار بی خوابی کلاس داره یا چه میدونم یه جور رقابت هستش، وقتی فلانی میگه منم بی خوابم، طرف میگه من کلا نیم ساعت در طول شبانه روز می خوابم و هرچی این عدد کمتر باشه نشون دهنده شخصیت برتر طرف هستش!
اما من فکر نمی کنم هیچ کدوم از اینها حتی یک شب رو بی خوابی کشیده باشن، یا اینکه واقعا احمقن که این طور ازش یاد می کنن.
فکر نمیکنم یکی از اینها تابحال ساعت ۵صبح بیدار شده باشن و تا شب اینقدر کار کنن که شب می رسن خونه عین جسد باشن ولی ساعت ۳ نصف شب وقتی میرن تو رخت خواب با وجود خستگی زیاد خوابشون نبره و تازه بعد از کلی کلنجار دوباره ساعت ۵ از رخت خواب بلند شن در حالی که حتی ۵دقیقه هم نخوابیدن.
مالیخولیایی به آدم دست میده و اگه این حالت مداوم باشه توهمات شدیدی همراهش هست و اگه یکی واقعا نتونه تحمل کنه من فکر میکنم به اسکیزوفرنی (شیزوفرنی) مبتلا بشه.
Insomnia یا همون بی خوابی یک وسیله نیست برای پز دادن به هم، چون تو این حالت تنها کسی که داغون میشه کسیه که این بیماریو داره و تو جمعی که هست میشنوه که چه طور افراد با چه لذتی از بی خوابی هاشون حرف می زنن.

برچسب‌ها:, , ,
نوشته شده در دلتنگ نوشت, روز نوشت, سیاه نوشت, چرک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۱۱:۰۵ ق.ظ     |     نظرات (۲)

تنهایی یکی از جالبترین اتفاقات زندگی به حساب میاد برای اکثر مردم ولی خوب بعضی ها بیشتر دوستش دارن.
اما گاهی همونهایی که بیشتر دوستش دارن میخوان که این تنهاییشونو با یکی دیگه قسمت کنن، یعنی یک تنهایی دو نفره. وقتایی که اینجوری میشه، مطمئنان شخص به سر حدی از جنون تنهایی رسیده که از تنها بودن-نه تنهایی-خسته شده و به حالت تهوع رسیده.

برچسب‌ها:, , ,
نوشته شده در دلتنگ نوشت, روز نوشت, کوچک نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۲:۵۳ ب.ظ     |     نظرات (۲)

این آهنگ چند روزی میشه روی ریپیت گیر کرده و هی دارم گوش میدم. تو خونه، تو ماشین، تو خیابون با آی-پاد و هرجا که بتونم آهنگ گوش بدم…

خسته ام از همه
خسته از دنیا
آسمان بشنو از
قلب من این صدا
ای زندگی بی زار از توام
بیزار ازین عالم
بیگانه ام با سیمای تو
دیوانه دنیای تو
درهم مشکن زنجیر مرا
بهتر که شوم رسوا
رفتم که دگر با دست شما
پنهان شوم از چشم دنیا

صدا: فرهاد مهراد
ترانه: تورج نگهبان
آهنگ: محمد اوشال

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

برچسب‌ها:, , ,
نوشته شده در سیاه نوشت, شب نوشت, شعر نوشت, موسیقی نوشت

نوشته شده توسط پوریا ضراّبی ۸:۱۵ ب.ظ     |     نظرات (۰)