Posts Tagged ‘مرگ’

زندگی خوب

یکشنبه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸

کل زندگی سگدو می‌زنیم و تلاش می‌کنیم یه زندگی “خوب” رو بسازیم، دست آخر هم لحظه‌ی مرگ هیچ کس از زندگیش راضی نیست.

آوار عید

چهارشنبه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۷

بسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود
بر سر من عید چون آوار می آید فرود.

می دهم خود را نوید سال بهتر، سالهاست،
گر چه هر سالم بتر از پار می آید فرود.

در دل من خانه گیرد، هر چه عالم را غم است
می رسد وقتی به منزل، بار می آید فرود.

رنگ راحت کو به عمر، – این تیر پرتاب اجل-؟
می گریزد سایه، چون دیوار می آید فرود.

شانه زلفش را به روی افشاند و بست از بیم چشم
شب چو آید، پردۀ خمّار می آید فرود.

بهر یک شربت شهادت، داد یک عمرم عذاب
گاه تیغ مرگ هم دشوار می آید فرود.

وارثم من تخت عیسی را، شهید ثالثم
وقت شد، منصور اگر از دار می آید فرود.

بر سر من عید چون آوار می آید، اُمید!
بسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود.

م.اُمید

دیالوگ ۱۵

شنبه, اسفند ۳م, ۱۳۸۷

.اگه دست من بود دانشگاه نمی رفتم
-اگه دست من بود زاییده نمی شدم…

من

چهارشنبه, بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷

این منم، قصیده ای برای مرگ…

بلندترین مینیمال جهان

سه شنبه, بهمن ۱م, ۱۳۸۷

انسان طولانی ترین مینیمال است:

تولد، زنــــــــــــــــــــــــــــــدگــــــــــــــــــــــــــــــی، مرگ.