مرده وار زندگی می کنم…
یکشنبه, آبان ۱۲م, ۱۳۸۷من که اینگونه مرده وار شب را صبح می کنم، پس چرا سرشار از زندگی ام؟
من که اینگونه مرده وار شب را صبح می کنم، پس چرا سرشار از زندگی ام؟
این روزها همه کارهام شده دقیقه نودی، حتی دستشوئی رفتنم… فک کنم اگه مرگم بیاد، دقیقه نودی میاد، که خوب بهترین نوع مرگه…
زندگی می کنیم چون محکومیم به نفس کشیدن، مرگ اما حکم برائت ما است از گناه نکردۀ ما…
به یاد داشته باش
دومین چیز برتر
در این دنیا
خواب آسودۀ شبانه است
و
برترین:
مرگ آرام
امروز بیمارستان ملاقات یکی از دوستان رفتم…
نسبت به زندگی بی تفاوت بودم، بی تفاوت تر شدم…