آرامش
یکشنبه, اسفند ۱۱م, ۱۳۸۷آرامش با دیازپام چشم…
آرامش با دیازپام چشم…
فردا روز
به دانشگاه
باز باید رفت
و دختران
بوت کات پوشِ
کانورز به پای
دانشکده.
چقدر حالم بد است.
بدنبال سنجاق سرت می گردم
در میان هزاران تن
زباله.
چقدر خوب است
که صبح بیدار شوی
به تنهایی
و مجبور نباشی به کسی بگویی
دوست اش داری
وقتی دوست اش نداری
دیگر