پنجره ها باز است
ارسال شده در ۲:۵۱ ب.ظ
در آن غروب
که باد
آواز کوچ مسافر را
برای پنجره میخواند
من مثل یک گیاه
در فصل دستهای تو
روئیدم.
اینک تمام پنجره ها باز است
و من به برکه می اندیشم
و آن مسافر
که با آواز باد و کوچ مسافرها
بیگانه گشته است.
او هر غروب
همراه من
به نماز می ایستد
و ایمان می آورد
به عشق
عشق
و عشق
●شهین حنانه