<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هیچ نوشت</title>
	<atom:link href="http://weblog.aksnevesht.com/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://weblog.aksnevesht.com</link>
	<description>نوشته های پوریا ضراّبی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 25 Nov 2009 12:41:23 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ما انسان‌ها و انتخاب‌هایمان</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/601</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/601#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 12:41:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[برای خالی نبودن عریضه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچک نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانيت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=601</guid>
		<description><![CDATA[انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و سپس انتخاب می‌کنند. انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و از انتخاب خود پشیمان می‌شوند. انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و بازهم انتخاب می‌کنند. و باز هم انسان‌ها&#8230;
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و سپس انتخاب می‌کنند. انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و از انتخاب خود پشیمان می‌شوند. انسان‌ها می‌بینند، مقایسه می‌کنند و بازهم انتخاب می‌کنند. و باز هم انسان‌ها&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/601/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توهم عدالت؟</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/599</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/599#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 10:48:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[برای خالی نبودن عریضه]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[توهم]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=599</guid>
		<description><![CDATA[توجه خود را به قدرت بسیار ستایش شده انسان مدرن  معطوف کنیم که مطمئنا موجب پریشانی است، چه به صرف به اصطلاح «عینیت» تاریخی خود، او خویشتن را قوی و به عبارت دیگر عادل بخواند و چه از این لحاظ خود را سرآمد انسان اعصار دیگر بپندارد. آیا این حقیقت داد که این عینیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>توجه خود را به قدرت بسیار ستایش شده انسان مدرن  معطوف کنیم که مطمئنا موجب پریشانی است، چه به صرف به اصطلاح «عینیت» تاریخی خود، او خویشتن را قوی و به عبارت دیگر <em>عادل</em> بخواند و چه از این لحاظ خود را سرآمد انسان اعصار دیگر بپندارد. آیا این حقیقت داد که این عینیت در میل به برتری یافتن و اشتیاق به عدالت ریشه دارد؟ یا به خاطر دلایلی کاملا متفاوت می خواهد بنمایاند که عدالت، علت واقعی این معلول است؟ آیا از این طریق ما از بیراهه به تعصب نخواهیم رسید که خطر آن در مداهنه ای است که راجع به سجایای انسان مدرن به عمل می آید؟ سقراط تصور اینکه فردی سجیه ای را دارا باشد که در واقع ندارد مرضی دانست که کم از دیوانگی نیست و براستی چنین توهمی بسیار خطرناکتر از توهم مخالفی است که از تحمل کمبود یا تحمل یک شرارت سرچشمه می گیرد. زیرا از طریق این توهم هنوز احتمال بهتر شدن وجود دارد در حالی که توهم قبلی یعنی تظاهر به آنچه واقعا نیست به طور روزمره یک انسان و یک عصر را بدتر می کند، یعنی در این خصوص غیر عادلتر می سازد.</p>
<p>فریدریش نیچه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/599/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی خوب</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/597</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/597#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 07:45:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[برای خالی نبودن عریضه]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سیاه نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[چرک نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچک نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[پوچی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=597</guid>
		<description><![CDATA[کل زندگی سگدو می‌زنیم و تلاش می‌کنیم یه زندگی &#8220;خوب&#8221; رو بسازیم، دست آخر هم لحظه‌ی مرگ هیچ کس از زندگیش راضی نیست.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کل زندگی سگدو می‌زنیم و تلاش می‌کنیم یه زندگی &#8220;خوب&#8221; رو بسازیم، دست آخر هم لحظه‌ی مرگ هیچ کس از زندگیش راضی نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/597/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خیام حزب‌اللهی، خیام بی‌خدا</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/595</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/595#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Jun 2009 09:37:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[برای خالی نبودن عریضه]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[تفکر]]></category>
		<category><![CDATA[حزب الله]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[خیام]]></category>
		<category><![CDATA[روشنفکر]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[نظم]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=595</guid>
		<description><![CDATA[خیلی جالب است مخطابان شعرهای کلاسیک که اینقدر با هم در تضادند. مذهبیونی که به عنوان مثال می گویند خیام از می و معشوق زمینی وقتی حرف می زند منظورش چیز دیگری است و همین ها وقتی رباعی می‌گوییم که از افکار نهیلیستی خیام و رد معاد و&#8230; حرف زده و نمی‌توانند معنی دیگری برای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی جالب است مخطابان شعرهای کلاسیک که اینقدر با هم در تضادند. مذهبیونی که به عنوان مثال می گویند خیام از می و معشوق زمینی وقتی حرف می زند منظورش چیز دیگری است و همین ها وقتی رباعی می‌گوییم که از افکار نهیلیستی خیام و رد معاد و&#8230; حرف زده و نمی‌توانند معنی دیگری برای آن بیابند می‌گویند این رباعیات منتسب به خیام است. و آنسو دوستان بعضا چپ گرا- به قول خودشان- و بی اعتقاد و روشنفکر که یکسره می گویند نه منظور خیام می پرستی و معشوق بازی و کفر گویی اسلامی‌ست. دو طیف که از رباعیات وی لذت می‌برند و هواخواهش هستند و هر دو گروه خود را روشنفکر و آزاد اندیش می‌دانند غافل از اینکه دگماتیسم ترین افکار خود را در همین راه خرج می‌کنند و هیچ کدام حاضر نیستند آن شعر را برای زیبایی و لذتی که از آن میبرند بخوانند و تماما می‌خواهند شاعر بی‌نوای از خدا بی‌خبر مرده را از گور دربیاوردند و هم فکر خود کنند و حتی نمی‌توانند تصور کنند شاید گروه مقابل درست معنی شعر را درک کرده باشد (که کلا می‌دانیم معنی کردن شعر از بیخ و بن غلط است اگر بخواهیم بگوییم فلانی منظورش از فلان مصرع فلان بوده) و آنها تصورشان از شاعر غلط است. ‌<br />
این موضوع در مورد حافظ و سعدی و مولانا و&#8230; نیز صدق می‌کند متاسفانه&#8230;</p>
<p>خیام هم که خودش صراحتا به مشکک بودن خود و اصل بنیادین آن اعتراف می‌کند:<br />
قومی متفکرند اندر ره دین<br />
 قومی به گمان فتاده در راه یقین<br />
می ترسم از آن که بانگ آید روزی<br />
 که ای بی خبران راه نه آن است و نه این</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/595/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حدیث عشق</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/593</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/593#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 May 2009 19:00:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شب نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچک نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سعدی، غزلیات، مصرع، عشق، معشوق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=593</guid>
		<description><![CDATA[حدیث عشق جانان گفتنی نیست
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حدیث عشق جانان گفتنی نیست</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/593/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گذر</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/591</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/591#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2009 18:08:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگ نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سیاه نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچک نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[تنفر]]></category>
		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[غم]]></category>
		<category><![CDATA[نصرت رحمانی]]></category>
		<category><![CDATA[پوچی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=591</guid>
		<description><![CDATA[از پله ها گذشتم
از پله ی شکست
از پله ی حقارت.
دهلیز سرنوشت
تاریک و خیس بود.
رفتم
در غلظت سیاهی مشئوم.
نصرت رحمانی
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از پله ها گذشتم<br />
از پله ی شکست<br />
از پله ی حقارت.<br />
دهلیز سرنوشت<br />
تاریک و خیس بود.<br />
رفتم<br />
در غلظت سیاهی مشئوم.</p>
<p><em>نصرت رحمانی</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/591/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندگی را دوست ندارم&#8230;</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/589</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/589#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2009 17:20:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگ نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سیاه نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[تنفر]]></category>
		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[غم]]></category>
		<category><![CDATA[نچندان شاعرانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=589</guid>
		<description><![CDATA[زندگی را دوست ندارم.
زنده بودن درست مانند زندانی است
که هر روز صبح تو را به شکنجه گاه می برند
تا اعتراف کنی،
دریغ از اینکه تو هیج نمیدانی
و باز شکنجه می شوی
تا اطرافیانت بگوید:
-چه با اراده!
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی را دوست ندارم.<br />
زنده بودن درست مانند زندانی است<br />
که هر روز صبح تو را به شکنجه گاه می برند<br />
تا اعتراف کنی،<br />
دریغ از اینکه تو هیج نمیدانی<br />
و باز شکنجه می شوی<br />
تا اطرافیانت بگوید:<br />
-چه با اراده!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/589/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آوار عید</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/584</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/584#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 09:43:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگ نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سیاه نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شعر نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[دوزخ، اما سرد]]></category>
		<category><![CDATA[سال نو]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[عید]]></category>
		<category><![CDATA[غم]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی اخوان ثالث]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=584</guid>
		<description><![CDATA[بسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود
بر سر من عید چون آوار می آید فرود.
می دهم خود را نوید سال بهتر، سالهاست،
گر چه هر سالم بتر از پار می آید فرود.
در دل من خانه گیرد، هر چه عالم را غم است
می رسد وقتی به منزل، بار می آید فرود.
رنگ راحت کو به عمر، &#8211; [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود<br />
بر سر من عید چون آوار می آید فرود.</p>
<p>می دهم خود را نوید سال بهتر، سالهاست،<br />
گر چه هر سالم بتر از پار می آید فرود.</p>
<p>در دل من خانه گیرد، هر چه عالم را غم است<br />
می رسد وقتی به منزل، بار می آید فرود.</p>
<p>رنگ راحت کو به عمر، &#8211; این تیر پرتاب اجل-؟<br />
می گریزد سایه، چون دیوار می آید فرود.</p>
<p>شانه زلفش را به روی افشاند و بست از بیم چشم<br />
شب چو آید، پردۀ خمّار می آید فرود.</p>
<p>بهر یک شربت شهادت، داد یک عمرم عذاب<br />
گاه تیغ مرگ هم دشوار می آید فرود.</p>
<p>وارثم من تخت <strong>عیسی</strong> را، شهید <strong>ثالثم</strong><br />
وقت شد، <strong>منصور</strong> اگر از دار می آید فرود.</p>
<p>بر سر من عید چون آوار می آید، <strong>اُمید!</strong><br />
بسکه همپایش غم و ادبار می آید فرود.</p>
<p><em>م.اُمید</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/584/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بهار</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/579</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/579#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Mar 2009 19:10:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بهار]]></category>
		<category><![CDATA[حسین علیزاده]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش اقبالی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[فریدون مشیری]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[هم آوایان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=579</guid>
		<description><![CDATA[بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگارا
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بوی باران بوی سبزه بوی خاک<br />
شاخه های شسته باران خورده پاک<br />
آسمان آبی و ابر سپید<br />
برگهای سبز بید<br />
عطر نرگس رقص باد<br />
نغمه شوق پرستو های شاد<br />
خلوت گرم کبوترهای مست<br />
نرم نرمک می رسد اینک بهار<br />
خوش به حال روزگارا<br />
خوش به حال چشمه ها و دشت ها<br />
خوش به حال دانه ها و سبزه ها<br />
خوش به حال غنچه های نیمه باز<br />
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز<br />
خوش به حال جام لبریز از شراب<br />
خوش به حال آفتاب<br />
ای دل من گرچه در این روزگار<br />
جامه رنگین نمی پوشی به کام<br />
باده رنگین نمی نوشی ز جام<br />
نقل و سبزه در میان سفره نیست<br />
جامت از ان می که می باید تهی است<br />
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم<br />
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب<br />
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار<br />
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ<br />
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>با همین دیدگان اشک آلود،<br />
از همین روزن گشوده به دود،<br />
به پرستو به گل به سبزه درود!</p>
<p>به شکوفه، به صبحدم، به نسیم،<br />
به بهاری که میرسد از راه،<br />
چند روز دگر به ساز و سرود.</p>
<p>ما که دلهایمان زمستان است،<br />
ما که خورشیدمان نمی خندد،<br />
ما که باغ و بهارمان پژمرد،</p>
<p>ما که پای امیدمان فرسود،<br />
ما که در پیش چشم مان رقصید،<br />
این همه دود زیر چرخ کبود،</p>
<p>سر راه شکوفه های بهار<br />
گریه سر می دهیم با دل شاد<br />
گریه شوق با تمام وجود!</p>
<p>اشعار: فریدون مشیری</p>
<p>شعر &#8220;خوش به حال غنچه های نیمه باز&#8221; با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی حسین یوسف زمانی را بشنوید:</p>
<p>[audio: boye_baran.mp3]</p>
<p>شعر &#8220;خوش به حال غنچه های نیمه باز&#8221; با صدای داریوش و آهنگسازی اسنفدیار منفردزاده را بشنوید:</p>
<p>[audio: bahar.mp3]</p>
<p>ترکیبی از قسمت های اشعار &#8220;خوش به حال غنچه های نیمه باز&#8221; و &#8220;سرود گل&#8221; از گروه هم آوایان با صدای افسانه رثائی و پوریا اخواص و آهنگسازی حسن علیزاده را بشنوید:</p>
<p>[audio: sorode_gol.mp3]</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/579/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیطان؛ دشمن بشر</title>
		<link>http://weblog.aksnevesht.com/archives/577</link>
		<comments>http://weblog.aksnevesht.com/archives/577#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Mar 2009 15:00:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>پوریا ضراّبی</dc:creator>
				<category><![CDATA[برای خالی نبودن عریضه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچک نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانيت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.aksnevesht.com/?p=577</guid>
		<description><![CDATA[یکی در خواب شیطان را دید، ریشش را گرفت که دشمن بشری و مایۀ هر شر.
بیدار شد؛ ریش خودش در دستش بود.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی در خواب شیطان را دید، ریشش را گرفت که دشمن بشری و مایۀ هر شر.<br />
بیدار شد؛ ریش خودش در دستش بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.aksnevesht.com/archives/577/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

